جزئیات خبر

شهر ایرانی در چهار سوی اندیشه و عمل

سید مهدی مجابی در پنجمین نشست ایران‌شهری بیان داشت:بسیار مهم است که شنوندگان متوجه شوند درباره چه چیزی صحبت می‌کنیم، آیا مساله‌ای شهری است؟ این مساله‌ای است که باید بدان توجه شود، باید نگرش و رویکرد ما به شهر تغییر کند و شکل دیگری داشته باشد.              

اندیشه ایرانشهری به نوعی یک نظریه است. این سرزمینی که ما بدان ایران می‌گوییم و پیش از اسلام ایران‌شهر گفته می‌شود و در قلب آن تیسفون است، از کجا و چگونه شکل گرفته است؟ و این اندیشه سیاسی که این سرزمین را شکل داده و تعریف کرده بر اساس چه تفکراتی بوده است؟ و این اندیشه از بعد تاریخی از کجا شروع شده و به کجا رسیده است؟

وی اظهار داشت این قضیه اهمیت دیگری برای ما دارد و آن جغرافیای این اندیشه است.چگونه جغرافیای ایران‌شهر شکل گرفته و تعیین پیدا کرده است؟ تعیین اندیشه‌های سیاسی ایران‌شهری‌ست، که ایران را شکل داده است. اهیمت این اندیشه در نظریات و نظریه های آن است و اهمیت آن در این است که این نظریه‌ها را به اثبات نزدیک کنیم هرچند قابل اثبات نیست.

اما وقتی درباره پدیده‌های عینی_تاریخی صحبت می کنیم اهمیت دارد که قابل اثبات باشد و بتوانیم آن را اجرا کنیم. پس اگر روی اندیشه ایران‌شهر توجه داریم چه آن بخشی که به فلاسفه و جامعه‌شناسان می‌پردازد و چه آنها که عملی‌تر و اجرایی هستند، در گروهی قرار دارند که به شهر نگاه می‌کنند و به عنوان یک رکن از ارکان متعدد اندیشه ایران‌شهری است.

می خواهیم بدانیم چرا به شهر توجه می‌کنیم؟ این که چرا به شهر فکر می‌کنیم از دو جنبه قابل بحث است؛ در یک بعد از جنبه سیاسی و اندیشه ایران شهری و در بعد دیگر در بعد اجرایی و عملی است. اگر هر یک از این دو بعد مورد توجه نباشد نمی توان به نتیجه درست رسید.

مهندس مجابی معتقد است، شهر ایرانی را می‌توان در دو مرحله زمانی دید؛ مرحله اول شهر و جهان پیش از اسلام که نام‌های مختلفی داشته و ایران‌شهر بهترین نامی است که بر آن گذاشته شد و دومین مرحله شهر‌های ایران در دوران اسلامی است. این دو بخش در یک پیوستگی تاریخی هستند که قابل تفکیک نیست و کاملا در هم تنیده شده‌اند و پایه و رکن اندیشه را در این پیوستگی تشکیل می‌دهند. دوره پیش از اسلام خود به چند زیر مجموعه قابل تقسیم است، که از ورود آریایی‌ها و گسترش آنها در فلات ایران و پس از شکل‌گیری تمدن مادهاست. مطالعات تاریخی و باستان‌شناسی نشان می‌دهد که پیش از ورود آریایی‌ها نشانه‌هایی از تمدن وجود دارد که به دلیل نبود خط، اطلاعات زیادی از آن دوران نداریم.

آریایی‌ها زمانی که به ایران مهاجرت می‌کنند در فلات آن مستقر و با بومیان آن که دارای تمدن و اندیشه بوده‌اند سکونت  می‌کنند. بومیان این سرزمین دارای اندیشه، شهر و تمدن هستند، آداب و رسوم و جهان‌بینی دارند. یک دوره، دوره‌ای که آریایی‌ها مهاجرت کردند و امپراطوری مادها را شکل می‌دهند. عده‌ای ماد را اولین امپراطوری ایران می دانند در حالی که پیش از مادها در ایران تمدن عیلام و اوراتورها هستند که نشانه هایی از آن یافت شده است. اما جریان عمیق‌تر از آریایی‌ها و تمدن مادهاست. ما در هلالی قرار داریم که به آن هلال حاصلخیز می‌گویند. ایران در این هلال قرار دارد و مقارن با سکونت انسان است. ما در جهان شرکای زیادی داشته‌ایم شرکایی مانند مصر، میان رودان ویونان. ایران از ابتدای این پیدایش سکونت حضور داشته است و شهر محصول یک اراده تاریخی و فرایند تاریخی است. از همین رو باید یک نگرش تاریخی نیز داشته باشیم. این هلال با جهان در ارتباط است، در این هلال دو نوع اندیشه شکل گرفته است؛ یک اندیشه سیاسی که می‌توان گفت شهر ناشی از آن بوده و یونانیان نیز این اندیشه را داشته‌اند. اما ایران و یونان دو اندیشه متفاوت دارند اما در عمل تفاوتی وجود ندارد و این اندیشه و عمل در حال تبادل بوده است.

سوالی که در ابتدا مطرح کردیم، این که چرا شهر مهم است؟ و بیان شد که ما شرکای جهانی داشته‌ایم، مصری‌ها و یونانی‌ها و عیلامی‌هاهمه اندیشه داشته‌اند. اما در بین اندیشمندان شهری کمتر افرادی را می شناسیم که در ارتباط با اندیشه سیاسی شهر پژوهش کرده باشند. بویژه باستان شناسان و فرهنگ شناسان در شناخت اندیشه سیاسی شهری پیش قدم بوده‌اند. شهر پدیده ای تاریخی است که نظریه‌پردازان شهری توجه کمی به اندیشه تاریخی و سیاسی شهری داشته‌اند. ما نباید در کنار اروپایی ها بایستیم و بگوییم چه اندیشه‌ای در شهر وجود دارد؛ ما باید جداگانه نگاه کنیم و آگاه باشیم که هویت ایران یعنی چه؟ شهر شخصیت زندگی و شخصیت انسانی است و انسان هر وقت بخواهد خودش را معرفی کند باید شهرش را معرفی کند. حد اجتماعی و حد تمدن انسان شهر است.

قزوین شهر میدان‌ها بوده است، میدان عرصه و فضای عمومی است که در آن مردم با دولت ملاقات می‌کنند که خیابان سپه گل سرسبد آن بوده است. نمونه‌ های بسیار زیادی در این شهر وجود داشته که از بین رفته است. همین که می‌گوییم باید به شهر نگاه تاریخی داشته باشیم مساله بازآفرینی شهری مطرح می شود. در ابتدا باید بدانیم چه تغییراتی روی داده مثلا در قزوین چه تغییراتی روی داده است که باید بازآفرینی شود. بخشی از فضای حقیقی شهر باید در اختیار این اندیشه قرار گیرد. پس وظایف جدیدی برای شهرها تعریف می شود که این وظایف جدید را شهرهای قدیمی ایران داشته اند. شهر ایرانی پیش از اسلام که ما به مادها اشاره کردیم، ما باید در قزوین موزه دشت قزوین داشته باشیم. میراث کشاورزی باید موزه داشته باشد و بدانیم تمدن کشاورزی چگونه شکل گرفته بوده است، ما هم تمدن کشاورزی و هم تمدن صنعتی داشته ایم.

این تمدنی که در جهان وجود دارد تمدن صنعتی نیست. بلکه موجی است که بر ضد تمدن برگشته است و این موج با تمدن ایرانی در ارتباط است و باید بدانیم در کجای این موج باید قرار بگیریم و نمی شود فقط حرف زد. باید شهر را به افراد معرفی کنیم.

تمدن مادها از بخش‌های مرکزی به سمت کوهستان‌ها حرکت کرده است. ما تمدن قلعه‌ای و کوهستانی داریم. در دوره هخامنشی که جایگزین مادها شدند شهرها به دشت ها بازگشتند زیرا کوهستان‌ها دیگر ظرفیت شهر را نداشتند. این شهر نه مرکز تولید صنعتی نه تولید کشاورزی که فرهنگی است؛ این شهر پارسی است و در این شهر فرهنگ دیده می شود؛ ارتباطات جهانی دیده می شود، طبقه بندی شهرها دیده می شود، جلوه‌های مختلف شهر را می‌بینید و شهری جهانی با تفکری جهانی است. شهر پارسی و هخامنشی یک تفکر جهانی دارد و فرهنگ تمدن‌های مختلفی در آن وجود دارد و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.

وی در پایان اشاره می‌کند، ایران اگر بخواهد گفتگو کند می تواند درباره تمدن‌های که خودش تولید کرده صحبت کند. اما ما دچار مشکل شده‌ایم و نمود این تمدن امروزه در شهرهای ایرانی دیده نمی‌شود. امروزه باید بدانیم با شهرهایمان با میبد و یزد و شیراز چکار کنیم.

پنجمین نشست اندیشه و تمدن ایران‌شهری قزوین با طرح پرسش و پاسخ از سوی افراد شرکت کننده در نشست و تقدیم لوح سپاس به جناب سید مهدی مجابی از سوی اداره کل راه و شهرسازی استان قزوین و انجمن دوستداران یادمان‌های ماندگار پایان پذیرفت.

عکس دسته جمعی 

گزارش :

محسن حنیفی ، کارشناس معماری و عضو انجمن دوستداران یادمان ها 

زهرا غفوری، کارشناس ارشد شهرسازی و عضو انجمن دوستداران یادمان ها 

عکاس : احسان حلاجان و احسان رحمانی